خرید بک لینک
وارﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺍﻡ ﺭﺍﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﻨﺪ.ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ.ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟ ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ.ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ...ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ.ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 10:03

می توان عاشق بودبه همین آسانی ...!من خودمچند سالی است که عاشق هستمعاشق برگ درختعاشق بوی طربناک چمنعاشق رقص شقایق در بادعاشق گندم شاد!آریمی توان عاشق بود....مردم شهر ولی می گویندعشق یعنی رخ زیبای نگار!عشق یعنی خلوتی با یک یار!یا به قول خواجه،عشق یعنی لحظه ی بوس و کنار!من نمی دانم چیستاینکه این مردم گویند ﯾﺎ به قول ﺧﻮﺍﺟﻪ،من نه یاری، نه نگاری، نه کناری دارم ... !عشق را اما من،با تمام دل خود می فهمم...!عشق یعنی رنگ زیبای انار ...!!#فروغ_فرخزاد ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 10:03

 مادرم / مادرم / مادرمبزرگ شديم ... فهميديم كه دارو آبميوه نبود ..بزرگ شديم ... فهميديم بابابزرگ ديگر هيچگاه باز نخواهد گشت همانطور كه مادر گفته بود ..بزرگ شديم ... و فهميديم چيزهايي ترسناك تر از تاريكي هم هست ...بزرگ شديم ... به اندازه اي كه فهميديم پشت هرخنده مادرم هزار گريه بود .. و پشت هر قدرت پدرم يك بيماري نهفته بود ...بزرگ شديم ...و يافتيم كه مشكلاتمان ديگر با يك شكلات،يك لباس يا كيف حل نمي شود ...و اينكه والديمان ديگر دستهايمان را براي عبور از جاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 10:03

ازم پرسیدن :

اگر دنیا را برایت بدهند

چه خواهی كرد ......

با خنده تــلخ همیشه گی ام

جواب دادم

دنیایتان مال خودتان....!!

قبلاً دنیای داشتم كه

اون هم مـال دیگری شد

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 2:58


یک شاخه گل کوچک مریم طلب من
صد تا طلب توست یکی هم طلب من

بگذار که این بار بدهکار بمانی
قلبی که به دستان تو دادم طلب من

خوشحالیم این بود بدهکار تو هستم
این بار فقط غصه فقط غم طلب من

چشمان من انگار که از تو گله دارند
دلداری تو شادی عالم طلب من

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 21:46

دردانه اباعبدالله سر به سرم نگذار و من بابا ندارم بال و پرم زخمی ست حتی پا ندارم جای کتک ها بر تنم خیلی سیاه است از درد حتی در صدا آوا ندارم حالا که پاهایم رفیق نیمه راه است نامرد نزن من با کسی دعوا ندارم در چشم هایم میتوان فهمید راحت دیگر به تنها صورت زیبا ندارم از بس که سیلی خورده ام این چند روزه بابا برای ضربه هاشان جا ندارم از شدت افتادنم از روی ناقه حالا برای زنده ماندن نا ندارم گوشواره هایم را پدر یادت می اید؟؟؟اخ یادش بخیر میبینی انها را ندارم چشم تو روشن پهلوی من را شکستم دیگر نگویی ارثی از زهرا ندارمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت: 3:58

"شبی آزرده ازخانه،،، "نهادم پابه میخانه،،، "پریشان حال ودیوانه،،، "سپردم دل به پیمانه،،، "به دستم جام شاهانه،،، "کنارم شمع وپروانه،،،وباآن ساقی که دربندهمان خانه،،، "دوچشمم رامی بستم،،، "قدح افتاده ازدستم،،، "در میخانه رابستم،،، "نبیند هیچ کسی مستم،،، "درآن تاریک میخانه،،، "گرفتم تیغ دردستم،،، "گمان کردم رهاهستم،،، "ز آدمهاجدا هستم،،، "غم پیمانه بشکستم،،، "و ازدست خدا رستم،،، "در آن حالت ندا آمد،،، "که ای بنده ی مستم،،، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 3:48


عصر که میشود...
دلت میخواهد یک چتر باشدو...
باران ببارد و....

تمام جهان را قدم بزنی....
کنارکسی که تمام حواست را پرت خودش کرده...

یک فنجان محبت دم کنی...
و از یاد ببری تمامِ ناملایمات را...
دلم ازین دوسداشتن ها هوس کرده!!

برچسب: دلم می خواهد,دلم میخواهدت,دلم میخواهد آلزایمر بگیرم,دلم میخواد بمیرم,دلم میخواهدت پالت دانلود,دلم میخواهد بروم,دلم میخواهد ازدواج کنم,دلم میخواهد به خدا بگویم,دلم میخواهد بنویسم,دلم میخواهد گریه کنم, نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 2:18

خورشید پیش گنبد این شاه زرد نیست

هر کس که خاک پای علی نیست، مرد نیست

یک شب میان صحن نجف داد می زدم

گشتم، نبود بهتر از این جا، نگرد، نیست

برچسب: برا دلم,دلم برا حرمت پر میزنه,دلم برا عشقم تنگ شده,دلم برای خودم تنگ شده,دلم برا بابام تنگ شده,دلم برا خدا تنگ شده,دلم برا خودم میسوزه,دلم برای مامانم تنگ شده,دلم برا تنگ شده,دلم برا صدات تنگ شده, نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:59

تارے بزن با ساز دل

آتش بزن بر راز دل

وآنگه همین پیمانه را

لبریز کن با ناز دل

برچسب: تاریخ امروز,تاریخ ایران,تاریخ طبری,تاریخ تولد به میلادی,تاریخ ایرانی,تاریخ بیهقی,تاریخ افغانستان,تاریخ کنکور 95,تاریخ ایران باستان,تاریخ اسلام, نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:58

« من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم ..
از ان گرگی که میپوشد لباس میش میترسم .. »



دم نامردی عالم چنان بی اعتمادم کرد ؟؟
کس و ناکس بجای خود که من از خویش میترسم ..




نمیترسم نه از هام و نه از هیمو نه از ابلیس ؟؟
ولی از قوم مردانی که دارد ریش میترسم ...

برچسب: من از عقرب نمیترسم,من از عقرب نمیترسم سیمین بهبهانی,من از عقرب نمیترسم ولی از نیش,من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم,من از عقرب نمي ترسم,شعر من از عقرب نمیترسم,من از نیش عقرب نمیترسم,شعر کامل من از عقرب نمیترسم,من از عقرب نمیترسم ولی از مار میترسم,من از عقرب نمیترسم ولی, نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:58

آدمهاوقتی کودک اند
میخواهند برای مادرشان
هدیه بخرندولی پول ندارند
وقتی که بزرگترمی شوند،
پول دارندولی وقت هدیه
خریدن ندارند!وقتی که پیر
می شوند،پول دارند
وقت هم دارندولی مادر ندارند

برچسب: مادر,مادر قلب اتمی,مادرم,مادر ترزا,مادريت انك اناني,مادرانه,مادربزرگ,مادر زن,مادر به انگلیسی,مادر پسر, نویسنده: پندار میرزایی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:58

صفحه بندی